می نویسم برای شما ..
-
تاریخ: 1393/7/21 ساعت: 17:43
سرمش های آب بابا یادمان رفت رسم نوشتن با قلم ها یادمان رفت گل کردن لبخندهای همکلاسی دریک نگاه ساده حتی یادمان رفت ترس از معلم،حل تمرین،پای تخته آن روزهای بی کلک را یادمان رفت راه فرار ازمشق های زنگ اول ای وای ننوشتیم آقا یادمان رفت آن روزها را آنقدر شوخی گرفتیم جدیت تصمیم کبری یادمان رفت شعر خدای مه...
می نویسم برای شما ..
-
تاریخ: 1393/7/21 ساعت: 17:35
تلنگر کوچکی است"باران" وقتی که فراموش میکنیم آسمان کجاست!
می نویسم برای شما ..
-
تاریخ: 1393/7/21 ساعت: 17:00
در مکه دیدم خدا چندسالیست که از شهر مکه رفته و انسان ها به دور خویش میگردند درمکه دیدم هیچ انسانی به فکرفقیر دوره گردنیست غافل ازینکه آن دوره گرد خود خدا بود..!
می نویسم برای شما ..
-
تاریخ: 1393/7/21 ساعت: 14:16
معلم برای سفید بودن برگه نقاشی ام تنبیه ام کرد و همه به من خندیدند.. اما من خدایی را کشیده بودم که همه میگفتند دیدنی نیست.
می نویسم برای شما ..
-
تاریخ: 1393/7/21 ساعت: 13:57
مرد ماهیگیر طعمه هایش را به دریا ریخت شادمان برگشت..درمیان تور خالی "مرگ" تنها دست و پا میزد..
می نویسم برای شما ..
-
تاریخ: 1393/7/21 ساعت: 13:07
پا به پای کودکی هایم بیا.. کفشهایت را به پاکن تا به تا قاه قاه خنده ات را ساز کن باز هم باخنده ات اعجازکن پا بکوب ولج کن و راضی نشو باکسی جز عشق همبازی نشو بچه های کوچه را هم کن خبر عاقلی را یک شب از یادت ببر خاله بازی کن به رسم کودکی باهمان چادرنماز پولکی طعم چای و قوری گلدارمان لحظه های ناب بی تکر...
می نویسم برای شما ..
-
تاریخ: 1393/7/21 ساعت: 12:53
خسته ام از جنس قلابی آدم ها هی فلانی .. راهت را بگیر رو برو حوالی ما توقف ممنوع است__
می نویسم برای شما ..
-
تاریخ: 1393/7/21 ساعت: 12:12
می نویسم برای شما ..
-
تاریخ: 1393/7/21 ساعت: 11:20
خدا دارم به نبودنت شک میکنم واقعا هستی؟! یا فقط برای من نیستی..